سفارش تبلیغ
صبا
[ و طلحه و زبیر بدو گفتند با تو بیعت مى‏کنیم به شرط آنکه ما را در خلافت شریک کنى ، فرمود : ] نه ، لیکن شما شریکید در نیرو بخشیدن و یارى از شما خواستن ، و دو یارید به هنگام ناتوانى و به سختى درماندن . [نهج البلاغه]
آمار

بازدید امروز :49
بازدید دیروز :824
کل بازدید :2083970
تعداد کل یادداشت ها : 1240
96/9/25
یادداشت های گذشته [1233]
برگزیده ها
 
کانال گفتگو با زرتشتیان [0] سایت "گفت و گو با زرتشتیان" [0] بر قله احادیث [0] مبهم ترین شخصیت تاریخ [0] خلیج فارس در سخن پیامبر(ص) [0] هیچستان [1] ترجمه منشور کورش [0] راه مقابله با زرتشتی [0] زنده زنده پوست کندن [1] سهم زرتشتیان در جنگ با عراق [1] نقد مسلمانان به جای اسلام [0] همه چیز اسلام از زرتشت! [0] چهارشنبه سوری [0] چرا اسلام جایگزین زرتشتی؟ [0] مهمترین های اسلام و زرتشتی [1] نژادپرستی ابزار زرتشتیان [0] گرایش زنان به اسلام [0] برخورد زرتشتیان با مرتدان [0] مقایسه ی بحرینی ها و زرتشتی ها [0] مفاتیح و ادرار شتر [0] نژادپرستی ممنوع [0] پس از عمری پژوهش [1] اسلام فردوسی [0] اسلام برای 1400 سال پیش [0] حقوق حیوانات در اسلام [0] تفسیر فروهر [0] امام رضا(ع) و زرتشتیان [0] مقایسه ی ادرار گاو و شتر [0] توهین به ایرانیان [0] تغییر در زرین کوب [0] ساسانیان بیگانه از فروهر [0] شورش ها در ایران [0] حضور امامان در جنگ با ایران [0] استحقاق توهین؟! [0] کاهش جمعیت زرتشتیان [0] کاهش حضور زرتشتیان در اینترنت [0] جنگ و کشتار [0] نجابت زرتشتیان [0] درخواست زرتشتیان از من [0] ظلم به زنان [0] اسلام اختیاری ایرانیان [0] می خواهم زرتشتی شوم! [475] ارزش شعار زرتشتیان [0] دزدی حدیث [0] وحشی‏گری در ایران باستان [0] کشتارهای امام علی(ع) [0] اخراج آریایی ها [0] تشرف یک زرتشتی به اسلام [0] عوامل گرایش به زرتشتی [0] ملاک خودی و غیر خودی [0] مشروعیت انجمن زرتشتیان؟ [0] قرض دادن زن خود [0] اعدام در دین زرتشتی [0] نوروز [0] انتخاب رئیس حکومت [0] آدم خواری [0] بی اعتباری گاتها [0] کارنامه اسلام [0] پیامبر اسلام(1) [0] پیامبر اسلام(2) [0] آرشیو پیوند روزانه [74]
خبر مایه
 
0[0]
لینک خرید کتاب راه راستی: www.raherasti.ir/9791

عضویت در تلگرام
 

سایت گفت و گو با زرتشتیان راه اندازی شد

پاسخ نامه به نقدنامه ی استاد آقایی (4) / حجّیّت ظواهراستاد آقایی:
«وانگهی، باور کنید مسأله راه حل دیگری دارد که البته بعید است حاضر به پیمودن آن باشید. آن راه دیگر، این است به جای تکیه‌ی صرف‌ بر علم اصول، علم‌الادیان را بیاموزید.»

استاد عزیز!
باز هم با نیش زدن با آنچه میان من و شما بود، دعوت به مطالعه ی علم الادیان کردید. در سال های گذشته به مناسبت هایی دو سه بار به شما عرض کردم که یک نقص کار شما این است که بدون آگاهی از علم اصول فقه که در حوزه های علمیه تدریس می شود، دست به پژوهش در تاریخ و دین زرتشتی می زنید اما چون اهمیت سخنم را متوجه نشدید، آن را ابزاری برای نیش زدن قرار دادید. برای اینکه به اهمیت این سخنم پی ببرید، به دو نمونه از مباحث اصولی اشاره می کنم:
حجیت ظواهر: در چهارمین قسمت پاسخ به نقدنامه، توضیح دادم که ظاهر سخن هرکسی حجت است و گوینده نمی تواند بگوید: چیز دیگری غیر از ظاهر آن جمله، مرادم بود. اگر گوینده، چیز دیگری غیر از ظاهر آن، مرادش است باید همراه آن سخن بیان کند یا قرائن دیگر وجود داشته باشد. فرض کنیم کسی نزد قاضی اعتراف می کند که: «فلان مقتول را من کشتم.» اگر چند روز بعد بگوید: «منظورم از "کشتن" کتک زدن زیاد بود»؛ چنانکه گاهی در محاورات گفته می شود: "فلانی را کشتم" یعنی "به شدت زدم". قاضی حرف او را نمی پذیرد و به او خواهد گفت: «قرینه ای برخلاف ظاهر، همراه آن حرف نبود».
حجیت خبر واحد: همه ی خبرهای مربوط به ایران باستان، خبر واحدند. در دانش اصول بحث می شود که چه خبر تاریخی قابل اعتماد است؛ چه چه شرایطی باید داشته باشد.
منظورم این نیست که همان سختگیریها در فقه، اینجا هم باشد اما نه به این گَل و گشادی! کسی که علم اصول خوانده باشد به راحتی می پذیرد که روی اسطوره مسطوره هایی که صدها و هزاران سال شفاهی به نسل های بعدی رسیده، نمی توان حساب کرد. ممکن است بگویید: «خیلی ها حساب می کنند» آن خیلی ها خیلی خیلی بیجا می کنند. چگونه می توان مُسطوره ای را مدرک قرار داد که معلوم نیست اصل و اساسش چیست. معلوم نیست کدام ننه بزرگی برای خواب کردن نوه اش آنها را ساخته است. معلوم نیست چه کسی برای خودنمایی این قصه ها را بافته تا لحیه ای بجنباند و توجه دیگران را جلب کند.
به دو مورد فوق فقط اشاره ای کوتاه کردم و در علم اصول، از بحث های درازدامن است.
این ایراد، مخصوص جنابعالی نیست بلکه همه ی تاریخ پژوهان و زرتشتی پژوهانی که تحصیلات حوزوی ندارند به دلیل محرومیت از این دانش، نتایج پژوهش هایشان نقص زیاد دارد.

دکتر پرویز رجبی (درگذشت: 1390) پس از تحقیقات زیاد در تاریخ، و تألیف کتاب های فراوان، در پایان عمرش متوجه شد که روی اساطیر مساطیر نمی توان حساب کرد و با آن مصاحبه ی جنجالی، زیر همه چیز زد. اگر او در جوانی علم اصول را خوانده بود، از همان ابتدا با مبانی درست سراغ تاریخ و دین زرتشتی می رفت نه اینکه آخر عمرش یکباره چرخش نشان دهد و عصبانیت و جوسازی های زرتشتیان را به دنبال داشته باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل