سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و فرمود : ] اگر خداوند از نافرمانى خود بیم نمى‏داد ، واجب بود بشکرانه نعمت‏هایش نافرمانى نشود . [نهج البلاغه]
آمار

بازدید امروز :227
بازدید دیروز :569
کل بازدید :2505605
تعداد کل یادداشت ها : 1491
99/4/18
یادداشت های گذشته [1484]
برگزیده ها
 
کانال گفتگو با زرتشتیان [0] سایت "گفت و گو با زرتشتیان" [0] بر قله احادیث [0] مبهم ترین شخصیت تاریخ [0] خلیج فارس در سخن پیامبر(ص) [0] هیچستان [1] ترجمه منشور کورش [0] راه مقابله با زرتشتی [0] زنده زنده پوست کندن [1] سهم زرتشتیان در جنگ با عراق [1] نقد مسلمانان به جای اسلام [0] همه چیز اسلام از زرتشت! [0] چهارشنبه سوری [0] چرا اسلام جایگزین زرتشتی؟ [0] مهمترین های اسلام و زرتشتی [1] نژادپرستی ابزار زرتشتیان [0] گرایش زنان به اسلام [0] برخورد زرتشتیان با مرتدان [0] مقایسه ی بحرینی ها و زرتشتی ها [0] مفاتیح و ادرار شتر [0] نژادپرستی ممنوع [0] پس از عمری پژوهش [1] اسلام فردوسی [0] اسلام برای 1400 سال پیش [0] حقوق حیوانات در اسلام [0] تفسیر فروهر [0] امام رضا(ع) و زرتشتیان [0] مقایسه ی ادرار گاو و شتر [0] توهین به ایرانیان [0] تغییر در زرین کوب [0] ساسانیان بیگانه از فروهر [0] شورش ها در ایران [0] حضور امامان در جنگ با ایران [0] استحقاق توهین؟! [0] کاهش جمعیت زرتشتیان [0] کاهش حضور زرتشتیان در اینترنت [0] جنگ و کشتار [0] نجابت زرتشتیان [0] درخواست زرتشتیان از من [0] ظلم به زنان [0] اسلام اختیاری ایرانیان [0] می خواهم زرتشتی شوم! [475] ارزش شعار زرتشتیان [0] دزدی حدیث [0] وحشی‏گری در ایران باستان [0] کشتارهای امام علی(ع) [0] اخراج آریایی ها [0] تشرف یک زرتشتی به اسلام [0] عوامل گرایش به زرتشتی [0] ملاک خودی و غیر خودی [0] مشروعیت انجمن زرتشتیان؟ [0] قرض دادن زن خود [0] اعدام در دین زرتشتی [0] نوروز [0] انتخاب رئیس حکومت [0] آدم خواری [0] بی اعتباری گاتها [0] کارنامه اسلام [0] پیامبر اسلام(1) [0] پیامبر اسلام(2) [0] آرشیو پیوند روزانه [74]
خبر مایه
 
0[0]
لینک خرید کتاب راه راستی: www.raherasti.ir/9791

عضویت در تلگرام
 

سایت راه راستی راه اندازی شد

آیا مسلمانان اوستا را از بین بردند؟به قلم دکتر عبدالحسین زرین کوب
«علی مردی میانه بالا و فراخ شانه بود با سر و ریشی سفید. چهره یی خندان و زبانی گرم و سخنگو داشت. سخنان حکمت آمیز و اشعار منسوب بدو یادآور امثال و غزلهای سلیمان پیغمبرست.چنانکه داوریهای او نیز قضاوتهای منسوب به داوود و سلیمان را به خاطر می آورد.

در سخنان او قوت ایمان و شور حق طلبی همه جا جلوه دارد.نه فقط در جنگ، شهسواری بی باک و گستاخ بود بلکه در زهد و تقوی نیز نمونه ی کمال شمرده می شد. غالبا خود را گرسنه نگه می داشت و گاه سنگ بر شکم می بست تا از رنج گرسنگی برهد.

در عبادت اخلاص بسیار نشان می داد و در کار حلال و حرام دقتی به سرحد وسواس داشت و اگر هم گاه تهیدست نبود باز از چیزی که آن را تفنن و تجمل می شمرد اجتناب می نمود.

حشمت خلافت، او را از تسلیم به حکم شرع مانع نمی شد. یک بار از یک نصرانی ـ که درع (زره) خود را نزد وی یافته بود ـ به قاضی شکایت کرد و چون شاهدی نداشت حکم قاضی را که به نفع نصرانی بود با گشاده رویی تلقی نمود (پذیرفت).

از دقت و احتیاطی که در رعایت حق و دین داشت طاعنان، وی را "محدود" می خواندند. با این همه، عامه مسلمانان غالبا وی را مظهر زهد و نمونه درستی و پارسایی می شمردند، چنانکه عمر بن عبدالعزیز خلفه اموی می گفت: علی زاهدترین مردم بود.

این مایه زهد و مخصوصا سختگیری هایی که در حساب بیت المال می کرد حتی نزدیکانش مثل عبدالله بن عباس و برادرش عقیل بن ابی طالب را از او مأیوس کرد.

در کار دین مداهنه و ریا و مسامحه و تبعیض را جایز نمی شمرد. از این رو نصیحت مغیره بن شعبه را که در آغاز خلافت وی مصلحت چنان می دید که یک چند حکام و عمال عثمان را همچنان بر سر کار نگه دارد، نپذیرفت. در صورتی که قبول این نصیحت شاید بسیاری از دشواریهایی را که برای وی پیش آمد مرتفع می کرد. در حقیقت پایبندی وی به سیرت پیغمبر گاه سبب می شد که وی از قبول آنچه مصلحت وقت وی و فقط تا حدی برخلاف مقتضیات عهد حیات پیغمبر بود خودداری ورزد. در صورتی که رقیب وی معاویه بن ابی سفیان از قریحه فرصت طلبی و مصلحت بینی بهره بسیار داشت و همان سبب پیشرفت بنی امیه شد.

علی به جمع مال و منال علاقه ای نداشت و از آلایش به هرچه دنیوی بود احتراز می کرد. بعد از مرگ از وی جز قرآنی و شمشیری با دویست و پنجاه، و به قولی هفتصد درهم چیزی باقی نماند.
از فقیران و یتیمان و بی کسان دلجویی می کرد و به شب زنده داری و نماز و روزه علاقه و شوقی وافر داشت.

در بیان حق گستاخ بود و در سخنوری زبانی گشوده داشت. مروت قبیلگی عرب، در وجود او تلطیف یافته بود و به صورت کمال مروت اسلامی در آمده بود. از این رو نام شوالیه اسلام، برای او برازنده می نمود.

شیعه ی وی او را "ولی الله" و "مرتضی" و "اسدالله" و "شاه مردان" خواندند. در حقیقت مکارم و فضایل اخلاقی او ـ و نه تنها قرابت با پیغمبر ـ سبب شد که بعدها تا به سرحد خدایی مورد محبت و پرستش "غلات" بشود.»

منبع: تاریخ ایران بعد از اسلام، ص 347 ـ 348

تاریخ ایران بعد از اسلام، ص 347تاریخ ایران بعد از اسلام، ص 348

تاریخ ایران بعد از اسلام ص 347 ـ 348

شناسنامه تاریخ ایران بعد از اسلام


  
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل