قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
به زشتى یاد کردن مردمان پشت سر آنان ، سلاحى است براى مرد ناتوان . [نهج البلاغه]
آمار

بازدید امروز :360
بازدید دیروز :391
کل بازدید :1866648
تعداد کل یادداشت ها : 1145
96/2/4
یادداشت های گذشته [1136]
برگزیده ها
 
کانال گفتگو با زرتشتیان [0] سایت "گفت و گو با زرتشتیان" [0] بر قله احادیث [0] مبهم ترین شخصیت تاریخ [0] خلیج فارس در سخن پیامبر(ص) [0] هیچستان [1] ترجمه منشور کورش [0] راه مقابله با زرتشتی [0] زنده زنده پوست کندن [1] سهم زرتشتیان در جنگ با عراق [1] نقد مسلمانان به جای اسلام [0] همه چیز اسلام از زرتشت! [0] چهارشنبه سوری [0] چرا اسلام جایگزین زرتشتی؟ [0] مهمترین های اسلام و زرتشتی [1] نژادپرستی ابزار زرتشتیان [0] گرایش زنان به اسلام [0] برخورد زرتشتیان با مرتدان [0] مقایسه ی بحرینی ها و زرتشتی ها [0] مفاتیح و ادرار شتر [0] نژادپرستی ممنوع [0] پس از عمری پژوهش [1] اسلام فردوسی [0] اسلام برای 1400 سال پیش [0] حقوق حیوانات در اسلام [0] تفسیر فروهر [0] امام رضا(ع) و زرتشتیان [0] مقایسه ی ادرار گاو و شتر [0] توهین به ایرانیان [0] تغییر در زرین کوب [0] ساسانیان بیگانه از فروهر [0] شورش ها در ایران [0] حضور امامان در جنگ با ایران [0] استحقاق توهین؟! [0] کاهش جمعیت زرتشتیان [0] کاهش حضور زرتشتیان در اینترنت [0] جنگ و کشتار [0] نجابت زرتشتیان [0] درخواست زرتشتیان از من [0] ظلم به زنان [0] اسلام اختیاری ایرانیان [0] می خواهم زرتشتی شوم! [475] ارزش شعار زرتشتیان [0] دزدی حدیث [0] وحشی‏گری در ایران باستان [0] کشتارهای امام علی(ع) [0] اخراج آریایی ها [0] تشرف یک زرتشتی به اسلام [0] عوامل گرایش به زرتشتی [0] ملاک خودی و غیر خودی [0] مشروعیت انجمن زرتشتیان؟ [0] قرض دادن زن خود [0] اعدام در دین زرتشتی [0] نوروز [0] انتخاب رئیس حکومت [0] آدم خواری [0] بی اعتباری گاتها [0] کارنامه اسلام [0] پیامبر اسلام(1) [0] پیامبر اسلام(2) [0] آرشیو پیوند روزانه [74]
خبر مایه
 
[0]
سایت گفت و گو با زرتشتیان: http://www.raherasti.ir/ همراه 09127497019

عضویت در تلگرام
 

سایت گفت و گو با زرتشتیان راه اندازی شد

مقایسه ی چند همسری پیامبر اسلام(ص) با پادشاهان*ـ [روزی ] پیامبر(ص) به طرف بقیع رهسپار شد. اصحاب حضرت در پی او به راه افتادند. پیامبر ایستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه خود در پی آنها حرکت کرد. علّت را پرسیدند. فرمود: «صدای کفش های شما را شنیدم و ترسیدم  چیزی از تکبّر، به وجودم راه یابد.» (کنز العمّال، ح 8878)

ـ امام علی(ع): «وقتی آتش جنگ شعله ور می شد و دو سپاه درگیر می شدند، ما خود را در پناه پیامبر خدا قرار می دادیم؛ زیرا هیچ یک از ما، به دشمن نزدیک تر از پیامبر نبود.» (المستدرک علی الصحیحین، ج 2، ص 155، ح 2633؛ کنز العمّال، ج 12، ص 419، ح 35463)

ـ بَراء بن عازب: «هرگاه جنگ بالا می گرفت، ما خود را در پناه پیامبر خدا قرار می دادیم و شجاع، کسی بود که جرئت می کرد با او هم ردیف شود.» (السیرة النبویة، ج 3، ص 622؛ کنز العمّال، ج 12، ص 347، ح 35347)

ـ پیامبر(ص) از اموال خود، به مردم کمک می کرد، تا جایی که [بر اثر تنگ دست شدن،] لباس خود را با پوست، وصله می کرد. تا زمانی که از دنیا رفت، هیچ گاه نشد که سه روزِ متوالی، هم صبحانه بخورد و هم شام. (مصنّف ابن أبی شیبة، ج 8، ص 143، ح 126؛ الترغیب والترهیب، ج 4، ص 192، ح 100)

ـ هنگامی که پیامبر(ص) دعوت خود را به قبایل عرضه می کرد، نزد بنی کلاب آمد. آنها گفتند: «ما به این شرط با تو بیعت می کنیم که بعد از تو، خلافت  به ما منتقل شود.»
پیامبر(ص) فرمود: «کار، دست خداست. اگر او خواست، به شما خواهد رسید و اگر نخواست، به دیگری واگذار خواهد شد».
بنی کلاب رفتند و بیعت نکردند و گفتند: «ما در راه تو، شمشیر نمی زنیم که بعداً دیگران را بر ما حاکم کنی.» (المناقب، ابن شهر آشوب، ج 1، ص 257؛ بحار الأنوار، ج 23، ص 74، ح 23. اگر آن حضرت دنیاطلب بود، خواسته ی آنها را در آن موقعیت بحرانی، می پذیرفت و بعد از ارتحال او هرکس حاکم می شد به او صدمه ای وارد نمی شد)

ـ شخصی پیامبر(ص) را غافل گیر کرد و خواست حضرت را بکشد. گفت: «ای محمّد، اگر مسلمان شوم، چه به من می رسد؟»
فرمود: «در سود و زیانِ اسلام، شریک خواهی بود.»
گفت: «مرا والی بعد از خودت قرار می دهی؟»
فرمود: «این سِمَت، نه از آنِ تو خواهد بود و نه از آنِ قوم و قبیله تو؛ امّا دهنه های اسب ها (فرماندهی سواران)] را به تو می سپارم تا در راه خدا بجنگی.» (المناقب، ابن شهر آشوب، ج 1، ص 257؛ بحار الأنوار، ج 21، ص 372)

ـ وقتی پیامبر(ص) دعوت خود را در مکه آشکار ساخت، قریش نزد ابوطالب رفتند و گفتند: «ای ابوطالب، برادرزاده ی تو، ما را نابخرد می خوانَد و به خدایانمان بد می گوید و جوانانمان را فاسد و گم راه می سازد و اتّحاد ما را از هم می پاشد. اگر ناداری، او را وامی دارد که چنین سخنانی را مطرح کند، ما حاضریم برایش پولی جمع کنیم که ثروتمندترین مرد قریش شود، و او را فرمان روای خود قرار می دهیم.»
ابوطالب این سخن قریش را به اطّلاع پیامبر(ص) رساند. حضرت فرمود: «اگر خورشید را در دست راستم بگذارند و ماه را در دست چپم، چنین چیزی را نمی خواهم؛ بلکه یک کلمه به من بدهند تا به وسیله ی آن، بر عرب ها پادشاهی کنند و غیر عرب ها در برابرشان سر فرود آورند و شهریارانِ بهشت باشند.»
ابوطالب این سخن را به اطلاع قریش رسانید. آنها گفتند: حاضریم ده کلمه به او بگوییم.
پیامبر(ص) به آنان فرمود: «گواهی دهید که هیچ خدایی جز اللّه نیست، و من فرستاده ی خدا هستم.» (تفسیر القمّی، ج 2، ص 228؛ بحار الأنوار، ج 18، ص 182، ح 12. زمانی پیامبر چنین گفت که یاور چندانی نداشت)

ـ مردی ثروتمند، با لباسی فاخر، خدمت پیامبر خدا رسید و در محضر ایشان نشست. مرد تنگ دستی نیز با لباسی مندرس، وارد شد و در کنار مرد ثروتمند نشست. ثروتمند، لباسش را جمع کرد. پیامبر خدا فرمود: «ترسیدی که از ناداری او، چیزی به تو سرایت کند؟»
عرض کرد: «خیر.»
فرمود: «ترسیدی که از ثروت تو، چیزی عاید او شود؟»
عرض کرد: «خیر.»
فرمود: «ترسیدی او لباس تو را کثیف کند؟»
عرض کرد: «خیر.»
فرمود: «چرا چنین کردی؟»
عرض کرد: «ای پیامبر خدا، من همراهی دارم که برایم هر کارِ زشتی را زیبا جلوه می دهد و هر کارِ خوبی را بد می نمایاند. من نیمی از دارایی ام را برای این [مرد تنگ دست ] قرار دادم.»
پیامبر(ص) به مرد تنگ دست فرمود: «آیا می پذیری؟»
عرض کرد: «خیر.»
مرد ثروتمند به او گفت: «چرا نمی پذیری؟»
جواب داد: «می ترسم بر من همان رود که بر تو رفته است.» (الکافی، ج 2، ص 262، ح 11؛ بحار الأنوار، ج 22، ص 130، ح 108)

ـ عایشه: «پیامبر خدا بوریایی داشت که شب، آن را تا می زد و رویش نماز می خواند، و روز، آن را پهن می کرد و روی آن می نشست.» (الترغیب والترهیب، ج 4، ص 128، ح 1. ر. ک: صحیح المسلم، ج 1، ص 540، ح 215؛ السنن الکبری، ج 3، ص 155، ح 5237)

ـ پیامبر خدا از مسلمانان مسکین بیمار، عیادت می فرمود و جنازه اشان را تشییع می کرد و هیچ کس جز او، بر آنها نماز نمی خواند. (السنن الکبری، ج 4، ص 79، ح 7019)

ـ انس: «پیامبر خدا مهربان ترین فرد با مردم بود. به خدا سوگند، ابایی نداشت که در بامدادی سرد، برای برده ای یا کنیزی یا کودکی، آب بیاورد تا آن  شخص دست و رویش را بشوید.» (حلیة الأولیاء، ج 3، ص 26)

لینک مرتبط:
قسمت اول


  
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل