*از جهات گوناگون، معجزه بودن قرآن را می توان نشان داد. در اینجا به ذکر چند مورد بسنده می کنیم:
یک) ناتوانی بشر در آوردن مانند آن. اگر قرآن ساخته انسان است، باید دیگران نیز بتوانند مانند آن را بگویند در حالی که هیچکس نمی تواند مشابه قرآن را بیاورد. در عصر پیامبر (که اوج فصاحت و بلاغت بود) و پس از او حتی در خود مکه و مدینه، مسیحیان و یهودیان و منافقانی می زیستند که برای تضعیف مسلمانان از هر فرصتی استفاده می کردند. این ادعا که کسی نمی تواند مانند قرآن را بیاورد در همان زمان نزول قرآن تا عصر حاضر مطرح است. اگر کسی سخنی مانند قرآن می گفت، برای ضربه به مسلمین، به سرعت آن را در جامعه نشر می دادند و با توجه به اینکه سخن گفتن شبیه قرآن از اهمیت فراوان برخوردار است در تاریخ ثبت می شد. به یک نمونه توجه کنید که در عین مسخرگی در تاریخ ضبط شده:
مسیلمه ی کذاب برای مبارزه با قرآن، عباراتی شبیه آن درست کرد. او متنی ادیبانه نوشت اما نتوانست محتوا را پربار کند. در نتیجه مضحک از آب در آمد. او شبیه سوره ذاریات چنین گفت:
«والمبذرات بذرا و الحاصدات حصدا و الذاریات قمحا و الطاحنات طحنا و العاجنات عجنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما اهالة و سمنا»
یعنی قسم به دهقانان و کشاورزان، قسم به دروکنندگان، قسم به جدا کنندگان کاه از گندم، قسم به جدا کنندگان گندم از کاه، قسم به خمیر کنندگان، قسم به نانواها، قسم به ثرید کنندگان و قسم به آن کسانی که لقمه های چرب و نرم بر می دارند.
اگر تاریخ جملاتی بهتر از این می یافت، ثبت می کرد.
دو) پرمعنا بودن. از الفاظ اندک قرآن، معانی فراوان استفاده می شود به گونه ای که شبیه آن را نمی توان نشان داد. در کتاب «فرهنگ قرآن»، تألیف آیت الله هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان، معارف و اطلاعاتی که از آیه های قرآن به دست می آید گرد آمده است و مانند دائرةالمعارف ها، ذیل واژه هایی چون «انفاق»، «اهل کتاب»، «شورا»، «عدالت» و ... (به ترتیب الفبا) آیه هایی که در این موضوعات سخن گفته، بدون ترجمه و توضیح و با حروف ریز بیان شده اند. مثلا اگر کسی بخواهد بداند قرآن در مورد «اهل کتاب» چه گفته می تواند عبارت «اهل کتاب» را در آن بیابد و خواهد دید قرآن از زوایای گوناگون در مورد این افراد سخن گفته و حجم آیات نزدیک به صد صفحه را به خود اختصاص داده (ج 5، ص 341 تا 433)
اگر قرآن با همان قلم و سایز «فرهنگ قرآن» تایپ شود، حدود دویست صفحه می شود. سی و دو جلد آن را در اختیار دارم که به حرف «هاء» (هجرت) رسیده است. کدام کتاب دویست صفحه ای را می توان یافت که این همه اطلاعات در موضوعات اخلاقی، فقهی، تاریخی، اعتقادی و ... را در خود بگنجاند؟
اگر به سخنرانیهای مذهبی دقت کنیم، می بینیم اگر سخنرانان به آیات قرآن تسلط داشته باشند، در هر موضوعی که سخن می گویند، نمونه ای از آیات قرآن را بیان کرده از آن کمک می گیرند.
بعنوان نمونه مهم ترین امتیاز زرتشتیان که فراوان از آن دم می زنند این است که دینشان دین آبا و اجدادی است و جا دارد ایرانیان به آن باز گردند. قرآن کریم به خوبی جواب آنها را داده است: اگر پدران شما بی عقل بودند آیا شما هم باید چنین باشید؟ (به ابتدای ستون سمت راست وبلاگ مراجعه شود)
سه) بیان حقایقی که در گذشته برای بشر ناشناخته بود. جاذبه ی عمومی، آفرینش جهان، حرکت زمین، حرکت منظومه ی شمسی، زوجیت گیاهان، علل نزول باران و... (پیام قرآن، مکارم شیرازی، ج 8، ص 190 ـ 180)
بشر چند سالی بیش نیست که توانسته زیر دریا برود و به تاریک بودن اعماق دریا پی ببرد اما قرآن در آن زمان از تاریکی زیر دریا سخن گفته است:
أَوْ کَظُلُماتٍ فی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ؛ (نور، آیه 40)
یا [اعمالشان] مانند تاریکىهایى است در دریایى بسیار عمیق که همواره موجى آن را مىپوشاند، و بالاى آن موجى دیگر است، و بر فراز آن ابرى است، تاریکىهایى است برخى بالاى برخى دیگر [مبتلاى این امواج و تاریکىها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسى که خدا نورى براى او قرار نداده است، براى او هیچ نورى نیست.
چهار) امی بودن آورنده ی آن. کتابی که 1400 سال است توجه بخشی عظیم از بشریت را به خود جلب کرده و همچنان حرف برای گفتن دارد و با آن ویژگی هایش، کسی آورده که سواد خواندن و نوشتن نداشته و نزد هیچکس درس نخوانده بود.